احساس بد

مقابله با این همه احساس منفی که به سمت من می آید مشکل شده است. هر چه قدر هم آدم به خودش تلقین کند باز هم سخت است که از پس اون بر بیایی.

فیل تر ینگ خوشمزه

اصلا نمی تونم بفهمم برای چه سایتی که فقط کارش لینک دادن به مطالب جالب است فیل تر شده است.

رسم و روسومات

بدجوری دیروز حالم بد شده بود در شرایطی بودم که حسابی معذب بودم و حسابی از دست این رسم و روسومات کفری شده بودم. به خودم قول دادم از این به بعد بر اساس شناخت خودم عمل کنم.

سال نو

سال نو را با ایده های جدید شروع می کنم.

سفر به قونیه

یه جورهای بدون اینکه خودمون هم یخواهیم رفتیم قونیه مراسم سماع. آدم اونجا بدجوری دلش می گیره وقتی می بینه کشور ترکیه از کنار نام مولوی که حتی یه بیت شعر به ترکی نگفته و خیلی از ترکها شعرهاشو نمی فهمند، چه جوری بهره فرهنگی و مادی می گیره.
بیچاره حافظ و سعدی و خیام و فردوسی که توی ایران هستند. اگه توی یکی از کشورهای همسایه خاک شده بودند هر سال به بهانه ای کلی توریست رو جمع می کردند و علاوه بر معرفی فرهنگ و کشورشون؛ پولی هم نثار اقتصادشون می کردند.

اولین برف

بارش اولین برف زمستانی با قطع برق وگاز همراه بود.دیروز صبح وقتی بارش برف شروع شد همه خوشحال از بارش نعمات خدا بودیم ولی نمی دانستیم که الطاف خدا همیشه باید با برنامه ریزی و توجه بندگان خدا همراه باشد.
اولین اتفاق قطعی برق بدلیل اتصال شاخه های مرطوب درختان با سیمهای برق بود. و بعد هم کاهش فشار و قطعی گاز که آنهم بنا به اظهار رئیس گاز یزد بدلیل افزایش استفاده مشترکین بوده است.!
ناگفته پیداست این مشکل هرساله و همیشگی در زمستان و به هنگام بارش باران و برف می باشد.

میم مثل مادر

اولین بار بود که بهمراه برادرم به سینما می رفتیم. و مثل همه توی سالن های های گریه کردیم. البته خانمهای بودند که طاقت نداشتند و درحالی که هق هق گریه می کردند وسطهای فیلم زدند بیرون.
دیروز جمعه اکبر نبوی توی برنامه نقد 2 با رسول ملاقلی پور درباره فیلم صحبت کردو عجیب اینکه اصلا در مورد مصدومین شیمیایی و کسانی که ناخواسته دچار این مشکلات شده بودند حرفی به میان نیامد.
اولین بار بود که می شنیدم از هیجده هزار ساکن سردشت دوازده هزار نفر اون شیمیایی شدند.

آخرش نفهمیدیم

آخرش نفهمیدیم کدوم درسته؟ صاحب دلان یا صاحبدلان
آخرش نفمیدیم سریال آبکی آخرین گناه کی آدم خوبه بود کی آدم بده؟
آخرش نفهمیدیم تو سریال زیر زمین پول دزدی رو چطوری تطهیر می کنند با دادن به کمیته امداد یا پس دادن به صاحب پولها

حامد بهداد

دیشب برنامه الفبای مهربانی حامد بهداد رو دعوت کرده بود و اولش کلی احمدزاده درباره هنرمند متعهد و دفاع مقدس حرف زد وبعدش حامد خان رو معرفی نمود. حامد جون هم وقتی شروع به حرف زدن کرد همه فهمیدیم که به کل کرکره رو کشیده پایین و مخش رو فرستاده تعطیلات.
- شروع جنگ رو سال 57 گفت بعد گفت 58 آخرش به 59 راضی شد.!
- توی فیلمی که بازی کرده بود کارگردان ازش خواسته بود در هنگام جان دادن یه جمله ای رو بگه و تاکید کرده بود به خاطر این جمله تصویب فیلم رو گرفته ولی حامد جون گفت "من گفتم نمی گم. تیر به پشتم خورده. حالا هر کاری می خوای بکن."
خدایش وقتی دیدند چرت و پرت زیاد میگه هنوز وقت برنامه تموم نشده بود سریع باهاش خداحافظی کردند.

نرگس

کم کم دارم شک می کنم که من مشکلی دارم که حتی یک قسمت سریال نرگس رو ندیدم!

ده فرمان

ده فرمانی که خداوند بر موسی نازل کرده است ودر تورات نیز ذکر آن آمده است:

فرمان اول : تورا به حضور من خدایان دیگر نباشد.

دوم: به جهت خود، صورت تراشیده یا هیچ تمثالی... مساز،وآنها راسجده وعبادت منما.

سوم: نام یهوه خدای خود را به باطل مبر.

چهارم : روز نسبت را نگاه دار.

پنجم: پدر و مادرخود را حرمت دار.

ششم:قتل مکن.

هفتم: زنا مکن.

هشتم: دزدی مکن.

نهم : بر همسایه خودشهادت دروغ مده.

دهم: برزن همسایه ات طمع مورزوبه خانۀ همسایه ومزرعه و...(تورات، تثنیه /٥ ذیل ده فرمان )
منبع

گرما

گرمای هوا دیگه واقعا طاقت فرسا شده است. طبق گزارش هواشناسی یزد متوسط دما در تابستان امسال از 50 سال گذشته بیشتر بوده . تنها وسیله گریز از گرما نشستن توی خونه و استفاده از کولر است. واقعا اگه این کولرهای آبی نبود زندگی ما فلج می شد.
خیلی قدیما یادم هست که همه زیرزمینهای خنک داشتند که کلا روزهای تابستون رو اونجا بودند و شبها هم رو پشت بام توی پشه بند. البته اونها که وضعیت بهتری داشتند به نقاط ییلاقی و خوش آب و هوای نزدیک شیرکوه می رفتند و با خرید یا اجاره باغات اونجا کلا از اوایل عید تا آخرهای تابستون بهمراه خانواده اونجا می موندند. البته الان اونجاها اونقدر بساز و بفروشی شده که آدم فکر نمی کنه که توی ده هست و داره هوای ده رو تنفس می کنه!

از لبنان و اسرائیل

در مورد جنگ حزب اله با اسرائیل همراه با کشته و مجروح شدن انبوهی از غیر نظامیان دو طرف همه می گویند و زیاد می شنویم. راستش معلوم نیست کدامیک از دو طرف مقصرند ولی خواندن یادداشتهای کسانی که در متن این جنگ ویرانگر قرار دارند چه از لبنان باشد و چه در اسرائیل می تواند گوشه ای از درد و رنجی که هر دو طرف بخاطر از دست دادن هموطنانشان می کشند به آدم منتقل کند.

کلاسیک

دیشب سینما 4 فیلم مردی که لیبرتی والاس را کشت با بازی جان وین و جیمز استوارت پخش کرد کلی یاد گذشته ها کردم. هنوز هم میشه با دیدن فیلمهای کلاسیک حظ بصری برد.

آنگولا

باخت از مکزیک و پرتغال محتمل بود ولی راستش کسی فکر نمی کرد اینقدر بد بازی کنیم ولی حالا دیگه مطئن هستیم که باخت سوم هم در راه است.

ایران- مکزیک

اینکه باید از تیم ملی حمایت کنیم بحثی نیست ولی فکر کنم دیگه باید باور کنیم فوتبال ما سالها ست که دیمی است. وقتی گل می زنیم روی حرکات فردی یا کاملا شانسی و وقتی گل می خوریم روی شناخت کامل حریفان از ماست. کافی است به گلهای که توی بازی کرواسی ،بوسنی و حتی مکزیک زدیم دقت کنیم.
برانکو با وجودی که بیش از هشت سال از نزدیک با فوتبال آشناست هنوز نتوانسته اشکالات اساسی تیم ما که ضعف در دروازبانی و دفاع ناهماهنگ بوده است را رفع کند. به نظرم آنچه باعث باخت دیروز ما از مکزیک شد عدم درک درست مربی ما از شرایط بازی بود نه کار روانی روی تیم . دلیل اونهم بازی خوب ما در نیمه اول بود ولی وقتی مربی مکزیک با تعویض دو یار تغییر تاکتیکی داد عملا ما بازی رو باختیم.

ok

استادمون سر کلاس وقتی می خواد بگه "متوجه شدید؟"خیلی باحال میگه ok clear شد؟

پلنگ صورتی


دیروز صبح برنامه با شبنم کارتون پلنگ صورتی رو نمایش می داد. ابتدای کارتون آرم معروف متروگلدین مایر با شیره که نعره می کشه رو نشون داد. با تعجب زیر اون دیدم نوشته www.mgm.com آخه از کی اونا وب سایت داشتن.

درب اتوماتیک

همسایه های ما فرصت سر خاراندن رو ندارند چه برسه به پیاده شدن از ماشین و درب منزل را باز کردن. بنابراین اکثرشون درب کنترلی دارند و با فشردن یه دکمه درب به صورت اتوماتیک باز میشه. و بعدش فتی می روند تو خونه!. البته این کارکرد یه چیزی تو مایه های رو کم کنی هم هست. بعله دیگه. اما معضلاتی هم داره که گفتنش خالی از لطف نیست.
اولش که یارو برای نصبش اومده بود نمی دونم چکش بود یا پتک که مرتب با صدای وحشتناک به درب آهنی می زد. خلاصه یک روزی برای نصب تق و توق داشتیم.
چند روز بعد دخترهای همسایه خونه ما زنگ زدند که مامانشون رفته استخر و یادش رفته با کنترل درب رو ببنده ! حالا هم هر چی به موبایلش زنگ می زنند جواب نمی ده. رفتیم جهت مهندسی ولی نمی شد کاری کرد؛ درب فقط با کنترل خودش باز و بسته میشه. بنابراین یه دوسه ساعتی مواظب خونه همسایه بودیم تا خانوم اومدند و درب رو بستند.
فردا شبش همسایه ما از مهممونی اومدند هر کاری کردند درب باز نشد که نشد. کلی هم باهاش کلنجار رفتند ولی نشد آخرش ماشینوشون رو تو کوچه گذاشتند. معلوم نیست چند بار دیگه این بازیها ادامه داشته باشه.

جایزه و چند تا نکته

پس زلزله های پس از دریافت جایزه و اینکه واقعا باید بگویم متاسفم.
واقعا متاسفم
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes